چربی ها در تغذیه گاو شیری
فهرست مطالب ارائه شده در این صفحه:
Toggleچربی ها در تغذیه گاو شیری بهطور عام به ترکیباتی گفته میشود که تقریباً در آب نامحلول هستند ولی در حلالهای آلی محلول هستند.
در یک دستهبندی ساده میتوان چربیها را به دودسته کلی چربیهای بر پایه گلیسرول (که دارای اسیدهای چرب متصل به اسکلت گلیسرولی هستند)
و چربیهای غیر گلیسرولی (مانند موم و کوتین ها که لایهای غیرقابلهضم روی سطح خارجی گیاه ایجاد میکنند) تقسیم کرد.
چربیهای غیر گلیسرولی (سطحی) همچنین مانع از هضم گیاه توسط نشخوارکنندگان میشوند.
چون از نفوذ باکتریهای به ساختار داخلی گیاه که محل تجمع مواد مغذی است جلوگیری میکند.
تخریب از سد با جویدن یا فراوری (مانند آسیاب یا خرد کردن) دسترسی باکتریها را افزایش میدهد.
چربیهای بر پایه گلیسرول، شامل اسیدهای چرب و روغنهایی هستند که بسته به محتوا و ترکیب اسیدهای چرب در خوراکهای دامی به کار گرفته میشوند.
محتوا به درصد اسیدهای چرب یک چربی در ماده خشک و ترکیب به درصد کل هر اسید چرب گفته میشود.
مهمترین چربیهای بر پایه گلیسرول در خوراکهای دامی عبارتاند از تری گلیسیریدها، فسفولیپیدها و گالاکتولیپیدها.
اسیدهای چرب
در بیوشیمی، اسیدهای چرب زنجیرههای از کربن هستند که به یک گروه اسیدی یا کربوکسیلی ختم میشوند.
مثالی از یک اسید چرب رایج، استئاریک اسید است که ۱۸ کربن دارد و هیچ پیوند دوگانهای در زنجیره آنها یافت نمیشود.
این اسیدهای چرب که هیچ پیوند دوگانهای ندارند، اشباع خوانده میشوند. استئاریک اسید در ترکیبات گیاهی کمیاب است ولی در ترکیبات حیوانی بهوفور یافت میشود.
اسید اولئیک و لینولئیک، مثالهایی از اسیدهای چرب غیراشباع هستند که یک یا بیش از یک پیوند دوگانه دارند.
اسید لینولئیک، اسید چرب غالب در بیشتر ترکیبات گیاهی ازجمله روغن دانه پنبه، روغن سویا و روغن ذرت است.
اولئیک اسید، بیشتر در چربیهای حیوانی و کمتر در روغنهای گیاهی مانند روغن کانولا یافت میشود.
لینولنیک اسید با سه پیوند دوگانه در بیشتر گونههای مرتعی گیاهان و نیز ترکیباتی از قبیل روغن دانه کتان و بذرک یافت میشود.
منابع چربی مصرفی توسط گاوهای شیری
چربی دردانهها و علوفهها:
محتوای اسیدهای چرب بیشتر دانههای غلات و علوفهها معمولاً بین ۱ تا ۳ درصد ماده خشک است که بیشتر آنها غیراشباع بوده و غالبترین نوع آنها، اولئیک، لینولئیک و آلفا لینولنیک هستند.
غلظت اسیدهای چرب در بعضی گونههای مرتعی میتواند تا ۵% ماده خشک بالا برود که این بستگی به گونه گیاهی، مرحله بلوغ محیط و غیره دارد.
مرحله بلوغ گیاه بهطور واضح روی محتوا و ترکیب اسیدهای چرب اثر دارد.
محتوای اسیدهای چرب (در ماده خشک) معمولاً در فصل بهار و پاییز بالاترین مقدار و در ماههای تابستان کمترین است.
مکملهای چربی :
بهترین راه برای دستهبندی مکملهای چربی میتواند اثری باشد که بر تخمیر شکمبهای میگذارد.
یک گروه آنهایی هستند که بهطور خاص برای پرهیز از مشکلات گوارشی طراحیشدهاند (ازجمله نمکهای کلسیمی و چربیهای هیدروژنه).
به این گروه چربیهای “بیاثر در شکمبه” گفته میشود. این گروه همچنین به چربیهای عبوری نیز معروف شدهاند.
گروه دوم مکملهای چربی شامل عصارههای بدون تغییر گیاهی و حیوانی هستند که درجات مختلفی از مشکل میتوانند برای هضم شکمبهای ایجاد کنند.
از این گروه میتوان به چربیهای با منشأ حیوانی (مانند پیه، روغن حیوانی و ازایندست)، دانههای کامل روغنی (پنبهدانه، دانه سویا و غیره)
و فراوردههای با چربی بالا مانند بقایای حاصل از فراوری غذای انسان اشاره کرد.تمایز بین این دو گروه همیشه ممکن نیست.
در سطوح معمول مکمل سازی، تغذیه بعضی از چربیهای محافظت نشده مثل پیه، به گاوهای شیری باعث بروز هیچ مشکلی در هضم الیاف نشده است.
سایر چربیهای فعال در شکمبه، که پرکاربرد هم هستند، فراوردههای جانبی ذرت حاصل از فرایند تخمیر است.
کاهش محتوای چربی راهکاری رایج برای تولید محصولات تخمیری ذرت قابلاستفاده بهعنوان خوراک گاو شیری بدون ایجاد مزاحمت برای تخمیر شکمبهای است.
اضافه کردن چرب به جیره گاوهای شیری میتواند بازده تولید را با ترکیبی از اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر مواد مغذی جیره متأثر کنند.
اثرات مستقیم را میتوان به افزایش محتوای انرژی و بازده انرژتیک چربیها در مقایسه با کربوهیدرات و پروتئین نسبت داد و اثر کلی را میتوان افزایش تولید شیر دانست.
اثرات غیرمستقیم، مثل بهبود عملکرد تولیدمثلی و تغییر در پروفایل اسیدهای چرب شیر آنهایی هستند که مستقیماً با افزایش انرژی جیره توجیه نمیشوند.
اثرات غیرمستقیم مکملهای چربی وابسته به تأمین مقادیر کافی موردنیاز بافت دو اسید چرب غیراشباع لینولئیک و لینولئیک اسید است.
اسید لینولئیک و لینولنیک ازآنجهت که موردنیاز بافت هستند ولی بدن توانایی سنتز آنها در مقادیر موردنیاز را ندارد، ضروری به شمار میروند.
اصطلاحات مهم درچربی ها در تغذیه گاو شیری :
لیپولیز: به هیدرولیز اسیدهای چرب از گلیسرول گفته میشود که توسط لیپاز های گیاهی یا لیپاز های میکروبی تولیدشده در شکمبه انجام میشود.
بیوهیدروژناسیون:
تبدیل اسیدهای چرب غیراشباع به فراوردههای نهایی اشباع توسط میکروارگانیسمهای شکمبه، که منجر به شکلگیری اسیدهای چرب ترانس بهعنوان ترکیبات حد واسط میشود.
اسید لینولئیک مزدوج شده (CLA):
اولین حد واسط در بیوهیدروژناسیون که در آن ایزومراز های میکروبی، پیوندهای دوگانه غیراشباع گیاهی را درون زنجیره به هم نزدیکتر میکنند.
بیش از ۲۰ ایزومر اسید لینولئیک مزدوج در شکمبه تولید میشود که شاخصترین گونه شناختهشده آن سیس-۹، ترانس-۱۱ ۱۸:۲ است.
CLAMFI: سه نوع از ایزومرهای CLA که در تحقیقات بهعنوان محدودکنندههای سنتز چربی شیر شناختهشدهاند.
ترانس- ۱۸:۱: ترکیب حد واسط بیوهیدروژناسیون در پی حذف یکی از پیوندهای دوگانه CLA شکل میگیرد.
لیپولیز و بیوهیدروژناسیون در شکمبه
خوراک مصرفشده توسط نشخوارکنندگان ابتدا از شکمبه عبور میکنند و شمار زیادی از باکتریها، پروتوزوآ ها و قارچها، خوراک را تخمیر میکنند
و فراوردههای نهایی قابلاستفاده توسط حیوان میزبان را برای نگهداری و رشد بافتهای بدن را تولید میکنند.
همچنین جمعیتهای میکروبی شکمبه مسئول تبدیلهای زیادی در چربی شکمبهای هستند.
تبدیل چربی شامل لیپولیز برای آزادسازی اسیدهای چرب آزاد از لیپیدهای گیاهی بر پایه گلیسرول و بیوهیدروژناسیون آنها برای تبدیل اسیدهای چرب آزاد غیراشباع به اشباع است.
با پیشرفت بیوهیدروژناسیون، پیوندهای دوگانه حد واسطهای CLA به اسیدهای چرب ترانس با یک پیوند دوگانه هیدروژنه میشوند.
یک مرحله نهایی هیدروژناسیون باقی میماند که آخرین پیوند دوگانه را حذف میکند و استئاریک اسید تولید میکند.
افت چربی شیر
بیش از یک قرن تاریخچه در بررسی عوامل مؤثر بر افت چربی شیر وجود دارد.
تشخیص ارتباط عوامل اصلی تغییر در خوراک و شرایط محیطی پیچیده موجود در شکمبه، کار را بسیار پیچیده میکند.
یکی از نظریههای ابتدایی بیان داشت که افت چربی شیر در جیرههایی رخ میدهد که جذب اسیدهای چرب در آنها پایین باشد .
ولی این نظریه بهسرعت رد شد و نشان داده شد که خوراندن جیرههای با چربی بالا هم گاهی باعث افت چربی شیر میشود.
نشان دادهشده که سیس-۹، ترانس-۱۱ ۱۸:۲ بهعنوان یکی از حد واسطهای فرایند هیدروژناسیون اسید لینولئیک به CLA بهشدت باعث افت چربی شیر میشود.
مطالعات اخیر ترکیب اسیدهای چرب فرار را در این فرایند مؤثر میدانند و بیان داشتهاند که افت چربی شیر با کاهش نسبت مولار اسید استیک به اسید پروپیونیک همراه است.
بیانشده است که جذب بیشتر پروپیونات باعث افت چربی شیر میشود.
افزایش غلظت پروپیونات منجر به افزایش گلوکوز خون شده و ترشح انسولین را افزایش میدهد.
افزایش انسولین بافت آدیپوز را به ذخیره چربی تشویق میکند و بهاینترتیب لیپولیز متوقف میشود.
اخیراً کاهش غلظت شکمبهای ویتامین ب ۱۲ نیز بهعنوان یکی از عوامل مؤثر بر کاهش چربی شیر معرفیشده است.
کاهش ب ۱۲ میتواند باعث افزایش غلظت متیلمالونیلکوآ شود که محدودکننده رقابتی برای سنتز اسیدهای چرب در فرایند سنتز دنوو است .
و بهاینترتیب میتواند باعث افت چربی شیر بشود. اگرچه تغذیه ب۱۲ در گاوهای دچار عارضه افت چربی شیر نتوانسته است این عارضه را برطرف کند.
تاکنون نظریههای مختلفی بیان و آزمایش شدهاند ولی تقریباً هیچکدام نتوانستهاند این مسئله را کاملاً توجیه کنند، یا مستندات ناکافی ارائه دادهاند.
عوامل تغذیهای که باعث افزایش خطر بروز افت چربی شیر میشوند عبارتند از:
- استفاده از چربیهای غیراشباع بیشازحد مجاز
- نشاسته سریع تجزیه بالا
- مقدار و نوع فیبر
- یونوفر ها
- مدیریت خوراکدهی
- حضور مقادیر زیادی مخمر و کپک در خوراک
چربی ها در تغذیه گاو شیری :
یکی از دلایل قدیمی و شناختهشده افت چربی شیر، مقدار زیادی چربی در جیره گاوها است.
در مواقعی که قیمتهای فراوردههای جانبی دارای چربی زیاد به حد مناسبی برسد، قیمت غلات به حدی بالا میروند که به استفاده از مکملهای چربی اجازه رقابت میدهند،
یا زمانی که مزارع پرورشی به فراوردههای ضایعاتی کارخانههای تولید مواد غذایی نزدیک به خود (که احتمالاً قیمت بالایی هم ندارند) دسترسی پیدا میکنند،
بالا بردن سطح محدودیت استفاده از چربیها در جیره وسوسهانگیز میشود.
نکته کلیدی که در این زمان میتواند از افت چربی شیر پیشگیری کند، آگاهی کامل اثر تغذیهای و شیمیایی این مواد بر میکروارگانیسمهای شکمبه و خود گاو دارند و
اینکه تصمیم بگیریم که این مواد در چه سطحی خورانده شوند که در ضمن حداکثر بهبود شرایط، حداقل مضرات را برای تولید شیر گاو و ترکیبات شیر داشته باشد.
چربیهای کم ریسک معمولاً آنهایی هستند که اسیدهای چرب اشباع زیادی دارند یا نمکهای کلسیمی اسیدهای چرب هستند.
بیشتر چربیهای عبوری تجاری با یک یا هردوی این شرایط تولیدشدهاند.
مکملهای چربی با ریسک بالا، اسیدهای چرب غیراشباع بیشتری دارا هستند که معمولاً در علوفهها، دانههای غلات و دانههای روغنی
(تخم پنبه، لوبیای سویا، کانولا، آفتابگردان و ازایندست) یافت میشوند.
غلظت بالای اسیدهای چرب غیراشباع در شکمبه از یک یا بیش از یکی از این منابع میتواند بعضی گونههای میکروبی در شکمبه را محدود کند.
این تغییر میتواند به نفع گونههایی باشد که CLAMFI تولید میکنند که تجمع آن میتواند منجر به افت چربی شیر شود.
بهعلاوه اسیدهای چرب غیراشباع مقدار سوبسترایی که باید هیدروژنه شود را افزایش میدهد و در صورت محدودیت ظرفیت بیوهیدروژناسیون میتواند منجر به افزایش CLAMFI شود.
به دلیل تأکید بر تمایل این حد واسطها به ایجاد تغییر در محیط شکمبه، آنها را چربیهای فعال در شکمبه نامیدهاند.
ابزاری مناسب برای ارزیابی ریسک اسیدهای چرب غیراشباع به نام بار اسیدهای چرب غیراشباع یا RUFAL شناخته میشود
که کل اسیدهای چرب غیراشباع کل خوراک را نشان میدهد نه اینکه تنها نشاندهنده مکمل های چربی باشد.
این شاخص بهتری نسبت به درصد چربی موجود در خوراک برای شناسایی میزان تغییر در تخمیر شکمبهای است.
با توجه به تداخل عوامل مختلف خطرزا، تعیین سقف مجاز RUFAL بهسادگی امکانپذیر نیست ولی حد پایین آن را میتوان ۳٫۵ درصد ماده خشک دانست.
دامهایی که شیر با چربی بالا تولید میکنند (۳٫۸% به بالا) مقادیر بیش از ۳٫۵% RUFAL دریافت کردهاند.
توصیههای زیادی برای محدود کردن مقدار مصرف چربیهای فعال شکمبهای ارائهشدهاند که یک عدد ثابت را بیان داشتهاند.
این اعداد میتوانند بهسادگی به خاطر سپردهشده و محاسبه شوند ولی تصویری از وضعیت اسیدهای چرب غیراشباع به دست نمیدهند.
روش جایگزینی ارائهشده است که شامل این دو مورد است:
- کل چربی مصرفی را محدود کنید طوری که:
کل پوند مصرفی اسیدهای چرب = کل پوند تولیدی چربی شیر
- کل چربیهای فعال شکمبهای را طوری محدود کنید که در آن NDF، درصد الیاف نامحلول در شوینده خنثی است (در ماده خشک)،
- DMI مصرف ماده خشک روزانه برحسب پوند در روز و UFA درصد اسیدهای چرب غیراشباع در چربیهای غیراشباع فعال در شکمبه است.
نشاسته
جیرههایی که مقادیر بالایی از دانهها دارند نیز معمولاً بهعنوان عاملی برای افت چربی شیر شناخته میشوند.
تخمیر سریع نشاسته میتواند باعث تجمع اسید و کاهش pH در شکمبه شود. عوامل زیادی وجود دارند که باعث افت pH در شکمبه میشوند.
اگرچه دادهها در این زمینه چندان زیاد نیستند ولی با احتمال زیاد، افت چربی شیر به دلیل تغییر در گونههای باکتریایی شکمبهای که نفع آنهایی است که بیوهیدروژناسیون را به سمتی میبرند که CLAMFI بیشتری تولید میشود.
نرخ تجزیهپذیری بخش نشاستهای در دانهها نیز خطر بروز افت چربی شیر را نشان میدهد.
مشاهدات مزرعهای و تفسیر دادههای مطالعات ما را به این نتیجه میرساند که نرخهای بالای تخمیرپذیری به خطر بالاتر افت چربی شیر مرتبط میشود.
خوراکهای تخمیر شده دارای مقادیر بالای غلات، مانند سیلاژ ذرت و ذرت با رطوبت بالا، بیشترین ریسک را نشان میدهند.
تفاوت در تیره گیاه ذرت، زمان تخمیر در سیلو و شرایط جوی، همگی میتوانند منجر به نرخهای بالای تجزیهپذیری نشاسته در سیلوی ذرت شود.
علوفهها و الیاف
تأمین مقادیر کافی علوفه در جیرههای گاوهای شیری خطر بروز افت چربی شیر را کاهش میدهد.
همانطور که قبلاً توضیح داده شد، علوفه میتواند pH شکمبه را تنظیم کرده، عبور مواد از شکمبه را آهستهتر کند و سنتز CLAMFI را محدود کند.
استفاده از علوفهها، حیوان را به نشخوار تحریک میکند و تولید بزاق را بهعنوان بافر بیشتر میکند.
استفاده از مخمرها و سایر عوامل مدیریتی
مخمرها و کپکها بهعنوان عوامل خطرزای مدیریتی برای افت چربی شیر شناخته میشوند ولی اطلاعات کمی از اینکه دقیقاً چگونه عملکرد شکمبه را متأثر میکند در دسترس است.
مطالعات نشان میدهند که قارچها و مخمرها، احتمالاً در فرایند متابولیسمی خود مواد ضد باکتریایی تولید میکنند که جمعیت باکتریهای شکمبه را دچار تغییر میکنند.
استراتژیهای تغذیهای
تغذیه جداگانه غلات با اسیدوز تحت بالینی شکمبهای و افت چربی شیر مرتبط است. بسیاری بیان داشتهاند که تغذیه خوراک کاملاً مخلوط، این مشکل را برطرف میکند.
یکی از استراتژیهای تغذیهای که میتواند این مشکل را حل کند، فراهم بودن خوراک است. افزایش دفعات خوراکدهی میتواند خوراک را در طول روز توزیع کند.
برای مثال ۴ بار خوراکدهی در روز در وعدههای برابر در هر ۶ ساعت، ترکیب جایگزینهای اسیدهای چرب بیوهیدروژنه شده را کاهش داده و چربی شیر را نسبت به یکبار خوراکدهی در روز افزایش میدهد.
تهیه و تنظیم : مهندس محمد حسین مقیمی
این سمیت عمدتاً به دلیل اختلال در یکپارچگی غشای سلولی باکتریها رخ میدهد. اسیدهای چرب غیراشباع با زنجیرههای کربنی بلند، خاصیت آمفی پاتیک (دارای بخش آبدوست و آبگریز) دارند. این مولکولها میتوانند در غشای سلولی باکتریها نفوذ کرده و بین فسفولیپیدها قرار گیرند. این کار باعث:
تغییر در سیالیت و نفوذپذیری غشا میشود.
اختلال در عملکرد پروتئینهای غشایی حیاتی مانند پمپهای یونی و سیستمهای انتقال مواد غذایی.
نشت محتویات سلولی به بیرون.
باکتریهای گرم-منفی به دلیل داشتن لایه لیپوپلیساکاریدی خارجی مقاومت نسبی بیشتری دارند، اما باکتریهای گرم-مثبت و به ویژه باکتریهای سلولولیتیک (تجزیهکننده فیبر) که برای سلامت شکمبه حیاتی هستند، به شدت آسیبپذیرند. برخی UFAها همچنین میتوانند به عنوان آنالوگهای ساختاری عمل کرده و در مسیرهای بیوسنتزی باکتری اختلال ایجاد کنند.
این یک فرآیند تطبیقی میکروبی برای سمزدایی از UFAها است. باکتریهایی مانند Butyrivibrio fibrisolvens آنزیم ایزومراز و ردوکتاز تولید میکنند. در مسیر طبیعی، اسید لینولئیک (C18:2) ابتدا به اسید لینولئیک کونژوگه (CLA) و سپس به اسید واکسنییک (C18:1 ترانس-۱۱) و در نهایت به اسید استئاریک (C18:0) اشباع تبدیل میشود.
هنگامی که pH شکمبه به دلیل جیره پرکنسانتره پایین میآید (شرایط اسیدوز تحت حاد)، جمعیت میکروبی تغییر میکند. سویههای باکتریایی مانند Megasphaera elsdenii و Propionibacterium acnes که سازگار با محیط اسیدی هستند، افزایش مییابند. این باکتریها مسیر جایگزینی را دنبال میکنند که در آن، اسید لینولئیک عمدتاً به اسید چرب Trans 10,Sis12 CLA تبدیل میشود. این ایزومر خاص، یک بازدارنده قدرتمند (Inhibitor) آنزیمهای کلیدی سنتز چربی در سلولهای پستانی، به ویژه لیپوپروتئین لیپاز و استیل-کوآ کربوکسیلاز است و منجر به کاهش سنتز چربی شیر (Milk Fat Depression) میگردد.
این دو گروه مسیرهای متابولیکی کاملاً متفاوتی دارند:
اسیدهای چرب با زنجیره متوسط (MCFA، مانند C8:0, C10:0, C12:0): پس از جذب، مستقیماً از طریق سیستم ورید پورت به کبد منتقل میشوند. در کبد، به سرعت بتا-اکسید شده و به عنوان منبع سریع انرژی استفاده میشوند یا به اجسام کتونی تبدیل میگردند. بنابراین، پتانسیل افزایش انرژی در دسترس برای گلوکونئوژنز را دارند. همچنین خاصیت ضد میکروبی علیه پاتوژنها دارند.
اسیدهای چرب با زنجیره بلند (LCFA، مانند C16:0, C18:0): پس از جذب، در انتروسیت به تریگلیسیرید تبدیل شده و در قالب کیلومیکرون وارد سیستم لنفاوی میشوند و سپس به گردش خون سیستمیک میرسند. این اسیدهای چرب میتوانند مستقیماً توسط بافت پستان برداشت شده و به عنوان بلوک ساختمانی برای سنتز چربی شیر (تریگلیسیریدهای شیر) استفاده شوند. به ویژه اسید پالمتیک (C16:0) برای این منظور بسیار کارآمد است.
تحقیقات نشان داده که افزودن ایزولهشده اسیدهای چرب خاص میتواند نتایج فیزیولوژیکی متفاوتی داشته باشد:
اسید پالمتیک محافظتشده (C16:0): تمایل دارد به طور اختصاصیتری در بافت پستان برداشت شود. هدف اولیه آن افزایش تولید چربی شیر و انرژی خروجی در شیر است. ممکن است بر وضعیت بدنی (BCS) تأثیر کمتری داشته باشد.
اسید اولئیک محافظتشده (C18:1) برداشت بیشتری در بافتهای غیرپستانی مانند بافت چربی و کبد دارد. هدف آن میتواند تأمین انرژی برای حمایت از بازیابی وضعیت بدنی، بهبود سلامت متابولیک و کمک به چرخه تولیدمثلی باشد.
بنابراین، در اوایل شیردهی، ترکیبی با غلظت بالاتر C16:0 ممکن است برای حمایت از تولید ترجیح داده شود، در حالی که در اواسط شیردهی، افزایش نسبی C18:1 میتواند برای بهبود وضعیت بدنی مفید باشد. این رویکرد فرمولاسیون هدفمند نامیده میشود.
این تعامل چندجانبه است:
پوشش فیزیکی: چربی میتواند یک لایه آبگریز روی ذرات علوفه ایجاد کند و از چسبندگی و دسترسی آنزیمهای میکروبی سلولولیتیک جلوگیری نماید.
سمیت مستقیم: همانطور که توضیح داده شد، UFAها برای باکتریهای سلولولیتیک سمی هستند.
کاهش فعالیت تخمیر: با کاهش جمعیت و فعالیت این باکتریها، تجزیه فیبر (سلولز و همیسلولز) کاهش مییابد.
کاهش تولید استات: استات اصلیترین پیشساز چربی شیر است. کاهش هضم فیبر به معنای کاهش تولید استات و در نتیجه کاهش چربی شیر است.
تغییر در نسبت استات به پروپیونات: این نسبت به نفع پروپیونات کاهش مییابد که اگرچه برای انرژی مفید است، اما برای سنتز چربی شیر مطلوب نیست.
این استراتژی برای اطمینان از حداکثر عبور از شکمبه و در دسترس بودن در روده طراحی شده است. این محصولات معمولاً:
یک لایه محافظ اولیه در برابر تخمیر شکمبه دارند (مانند پوشش پروتئینی یا ماتریکس کلسیمی).
یک سیستم آزادسازی کنترلشده دارند که از آزادسازی ناگهانی و تشکیل امولسیون چربی در شکمبه جلوگیری میکند.
تنها در معرض pH پایین شیردان و آنزیمهای پروتئولیتیک روده به تدریج تجزیه شده و اسیدهای چرب را برای جذب بهینه آزاد میکنند.
این فرآیند، کارایی چربی افزوده را به حداکثر و اختلال در شکمبه را به حداقل میرساند.
پرمیکس تقویت سیستم ایمنی Immunomix
مکمل تخصصی گوسفند و بز
مکمل گوساله پرواری Beefomix
مکمل ضد استرس گرمایی
مکمل گاو شیری پرتولید SuperSunMix
مکمل گوساله Calfmix
مکمل عمومی Multimix
مکمل انتظار زایش مینوویت Aniomix
- مقدار مصرف و روش مصرف : روزانه ۵۰۰ گرم به ازای هر رأس( طبق نظر مشاور تغذیه)
- نکته مهم: در تامین احتیاجات این گروه به محتوای کاتیونی جیره پایه توجه شود. تعادل کاتیون _ آنیون -6400 میلی اکی والان در کیلوگرم
- شرایط نگهداری : نگهداری در جای خشک و خنک ، دور از تابش نور خورشید و بر روی پالت
- بسته بندی : پاکت های کامپوزیت سه لایه ۲۵ کیلوگرمی
مکمل تازه زا Freshmix
آخرین دیدگاهها
- پشتیبان مینوویت در چربی ها در تغذیه گاو شیری
- پشتیبان مینوویت در چربی ها در تغذیه گاو شیری
- پشتیبان مینوویت در چربی ها در تغذیه گاو شیری
- پشتیبان مینوویت در چربی ها در تغذیه گاو شیری
- پشتیبان مینوویت در چربی ها در تغذیه گاو شیری
دستهها
- لایوهای آموزشی (3)
- وبلاگ (107)
- ویدئوهای آموزشی (20)
- ویدئوهای بازدید (11)



20 دیدگاه در “چربی ها در تغذیه گاو شیری”
چرا افزودن چربی به جیره گاوهای شیری پرتولید ضروری است؟
گاوهای شیری پرتولید (بیش از ۴۰-۵۰ کیلوگرم شیر در روز) به انرژی بسیار زیادی نیاز دارند. غلظت انرژی در کربوهیدراتها و پروتئینها محدود است و افزایش حجم این مواد در جیره برای تأمین انرژی، میتواند منجر به مشکلات سلامتی مانند اسیدوز شکمبهای و کاهش مصرف ماده خشک شود. چربیها با تراکم انرژی حدود ۲.۲۵ برابر کربوهیدراتها و پروتئینها، میتوانند نیاز انرژی را بدون افزایش حجم فیزیکی جیره و با حداقل تولید حرارت متابولیک، تأمین کنند.
چربیها در بدن گاو شیری چه نقشهای مهمی ایفا میکنند؟
چربیها علاوه بر تأمین انرژی:
منبع اسیدهای چرب ضروری (مانند لینولئیک و لینولنیک اسید) هستند.
در جذب ویتامینهای محلول در چربی (A, D, E, K) نقش دارند.
ترکیبات ساختمانی غشای سلولی و پیشساز برخی هورمونها هستند.
بر کیفیت شیر (درصد چربی) و سلامت تولیدمثل تأثیر میگذارند.
منابع رایج چربی در جیره گاو شیری کدامند؟
این منابع به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
منابع گیاهی: دانههای روغنی (سویا، کلزا، تخم پنبه)، روغنهای گیاهی، ملاس چربیدار.
منابع حیوانی: چربی حیوانی (Tallow)، چربی ماکیان (Poultry Fat).
منابع فرعی در خوراک: چربی موجود در ذرت، غلات و علوفهها.
بزرگترین چالش استفاده از چربی در جیره نشخوارکنندگان چیست؟
بزرگترین چالش، تأثیر منفی چربی بر تخمیر میکروبی در شکمبه است. در صورت مصرف بالای چربی، به ویژه اسیدهای چرب غیراشباع، میتواند برای بسیاری از باکتریهای شکمبه (به ویژه باکتریهای تجزیهکننده فیبر) سمی باشد.
لایهای روی سطح ذرات خوراک تشکیل دهد و از دسترسی میکروبها و آنزیمهای شکمبه به آنها جلوگیری کند.
در نهایت منجر به کاهش هضم فیبر، کاهش تولید اسیدهای چرب فرار (VFA) و افت چربی شیر شود.
راه حل اصلی برای غلبه بر چالش شکمبهای چربیها چیست؟
راه حل، استفاده از چربیهای محافظتشده یا عبوری (Rumen-Protected/ Bypass Fats) است. این چربیها با روشهای فیزیکی یا شیمیایی (مانند پوششدهی با پروتئین، تولید صابون کلسیمی، هیدروژنه کردن جزئی) فرآوری میشوند تا در pH خنثی و محیط بیهوازی شکمبه ثابت بمانند و تجزیه یا آزاد نشوند. سپس در شیردان اسیدی، پوشش آنها شکسته شده و اسیدهای چرب برای جذب در روده کوچک آزاد میشوند. بدین ترتیب، انرژی چربی مستقیماً به نفع گاو (و نه میکروبهای شکمبه) استفاده میشود.
صابون های کلسیمی (نمکهای کلسیمی اسیدهای چرب) چگونه عمل میکنند؟
این ترکیبات، یکی از رایجترین انواع چربی محافظتشده هستند. هنگامی که یک اسید چرب (مانند اسید پالمتیک یا اسید اولئیک) با کلسیم ترکیب میشود، یک صابون غیرمحلول تشکیل میدهد. این صابون در محیط خنثی و بیهوازی شکمبه پایدار است و به صورت دستنخورده از شکمبه عبور میکند. وقتی به شیردان با pH اسیدی میرسد، شکسته شده و اسید چرب و کلسیم آزاد میکند تا جذب شوند. این محصولات معمولاً بیطعم بوده و بر مصرف خوراک تأثیر منفی نمیگذارند.
تفاوت اصلی بین اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع در تغذیه گاو شیری چیست؟
اسیدهای چرب غیراشباع (UFA): عمدتاً در منابع گیاهی (دانههای روغنی) یافت میشوند. برای میکروبهای شکمبه سمیتر هستند و اگر محافظت نشوند، باعث اختلال در تخمیر میشوند. همچنین توسط میکروبهای شکمبه بیوهیدروژنه میشوند .
اسیدهای چرب اشباع (SFA): در منابع حیوانی یا چربیهای محافظتشده/هیدروژنه وجود دارند. سمیت کمتری برای شکمبه دارند. اسیدهای چرب اشباع خاصی مانند اسید پالمتیک (C16:0) به طور مستقیم میتوانند پیشساز سنتز چربی شیر باشند.
افزودن چربی به جیره چه تأثیری بر درصد چربی شیر دارد؟
این تأثیر کاملاً به نوع چربی بستگی دارد:
چربیهای غیرمحافظتشده یا نامناسب: میتوانند باعث کاهش شدید چربی شیر شوند، زیرا فرآیند بیوهیدروژناسیون در شکمبه را مختل کرده و منجر به تولید میانجیهای بازدارنده (مانند اسیدهای چرب ،trans 10) میشوند.
چربیهای محافظتشده مناسب: معمولاً چربی شیر را افزایش یا حفظ میکنند، زیرا اسیدهای چرب بلند زنجیره را مستقیماً برای سنتز چربی شیر در پستان فراهم میآورند، بدون اینکه بر تخمیر شکمبه اثر منفی بگذارند.
هنگام فرموله کردن جیره، حداکثر چه میزان چربی میتوان اضافه کرد؟
به طور کلی، کل چربی جیره (از تمام منابع) نباید از ۶-۷٪ ماده خشک جیره تجاوز کند. سهم چربی افزوده شده (Supplemental Fat) نیز معمولاً بین ۲ تا ۴٪ ماده خشک توصیه میشود. فراتر رفتن از این حدود، میتواند به طور قابل توجهی مصرف ماده خشک (DMI) و هضم فیبر را کاهش دهد.
در چه مرحلهای از شیردهی، افزودن چربی محافظتشده بیشترین سود را دارد؟
اوایل شیردهی (حدود ۱۰۰ روز اول) بحرانیترین زمان است. در این دوره، گاو در تعادل منفی انرژی شدید قرار دارد و نیازش برای تولید شیر بالا از طریق مصرف خوراک برآورده نمیشود. تأمین انرژی متراکم از طریق چربی محافظتشده، به حفظ وضعیت بدنی، کاهش افت وزن، بهبود تولید شیر و سلامت متابولیک کمک شایانی میکند.