استفاده از منابع قندی در خوراک گاو شیری
فهرست مطالب ارائه شده در این صفحه:
Toggleاستفاده از منابع قندی در خوراک گاو شیری – باوجود قیمت پایین شیر خام و حاشیه سود پایین در صنعت گاو شیری، گسترش این صنعت توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
همچنین گسترش صنعت خوراک گاو شیری نیز از این امر مستثنی نبوده است.
آسیبهای ناشی از آبوهوای مرطوب در فصل بهار، تابستان و پاییز، دانههای غلات را آلوده به انواع کپکها میکنند.
بین کیفیت خوب و بد گیاهان علوفهای هم مرز بسیار باریکی وجود دارد.
همه این موارد باعث افت کیفیت نشاستهها و درنتیجه منابع انرژی میشود که ضرورت ایجاد تنوع در منابع تأمین کربوهیدرات را بیشتر نمایان میسازد.
اضافه کردن قندها به جیره میتواند جیرهها را به سمتی ببرد که فشار مشکلات را از دوش متخصصین تغذیه که در طول سالهای اخیر با مشکل تنظیم جیرههای دارای مقادیر بسیار بالای نشاسته روبرو بودند، برمیدارد.
بازه معمول نشاسته در ماده خشک خوراک کاملاً مخلوط شده (TMR) بین ۲۸ تا ۳۲ درصد است.
ازآنجا که مقدار زیادی نشاسته از ذرت سیلو شده و دانه ذرت تأمین میشود، خواه با رطوبت بالا یا پایین، تأمین قند بیشتر در جیره در کوتاهمدت میسر نیست (چون تغییر کیفیت سیلو در کوتاهمدت ممکن نیست).
اضافه کردن قندها میتواند جایگزین مناسبی برای فراهم کردن انرژی باشد. اضافه کردن قندها بین ۶ تا ۹ درصد ماده خشک خوراک کاملاً مخلوط قابل انجام است.
این قندها میتوانند شامل قندهای مایع و انواع فراوردههای آبنبات سازی باشند. صنعت فراوردهها در همین راستا برای تأمین مواد مغذی بهینه، تکامل پیداکردهاند تا نیاز صنعت گاو شیری را تأمین کنند.
بسته به نوع علوفه تأمینشده استراتژی های زیادی میتوان به کار گرفت.
در گلههایی که ذرت سیلو شده دیرتر از زمان توصیهشده برداشت میشود و ماده خشک بیشتری دارند، اضافه کردن قند مایع نهتنها میتواند انرژی این علوفه سیلو شده را تا حد مطلوب افزایش دهد.
حتی میتواند مانع از جدا کردن خوراک توسط دام شود. در جیرههای محتوی سیلاژ گراس یا غلات دانهریز (مثل جو) که مقدار نشاسته بیشتر و نیز رطوبت بیشتر دارند، فراوردههای جانبی آبنبات سازی میتوانند بهتر عمل کنند.
این مواد خوراکی نسبتهای مختلفی از منابع انرژی ازجمله قند، نشاسته و چربی دارند. این مواد خوراکی قیمت معقولی دارند و معمولاً تابعی از قیمت ذرت هستند.
اضافه کردن قند اضافی به جیره کمی شکاکانه انجام میشود، چراکه پژوهش کافی برای نشان دادن دقیق مکانیسم پاسخ به این مواد انجام نگرفته است.
در این مورد تنها تولید شیر مورد توجه نیست. در بعضی گلهها، این افزایش تولید شیر همراه با افزایش مقدار ترکیبات شیر (بیش از ۳۶ کیلوگرم به ازای هر گاو) بوده است.
در بازار امروز، ترکیبات شیر میتوانند قیمت واحد شیر را افزایش دهند.
ارزیابی درآمد نسبت به هزینههای خوراک (IOFC) به ازای هر گاو بهترین کار برای برآورد کارکرد مناسب تغییرات جیرهای است.
بسیار پیش میآید که قیمت واحد یک ماده خوراکی در تصمیم برای خرید آن تعیینکننده است.
ولی به این نکته توجه نمیشود که استفاده از این ماده خوراکی بر مقدار مصرف بقیه مواد خوراکی چه تأثیری میگذارد و این تأثیر چه تغییری در هزینه تمامشده کل خوراک خواهد داشت.
علاوه بر اینها، در پی تغییر در ترکیب خوراک نباید انتظار افزایش آنی تولید داشته باشیم، بخصوص زمانی که انتظار افزایش تولید در ترکیبات شیر داریم باید بیشتر صبر کنیم.
در این مورد لازم است روز تغییر جیره را ثبت کرده و هرروز بعدازآن مقدار تولید کل شیر، ترکیبات و نیتروژن اورهای شیر (MUN) را (در صورت امکان)، یادداشت کنید.
طرحریزی استفاده از قندها در خوراک
- گام اول) منابع تأمین این قندها در منطقه خود را پیداکرده و قیمت و کیفیت هرکدام را ارزیابی کنید.
- گام دوم) جیرههای مورد مصرف گاوها را با متخصص تغذیه خود کنترل کنید تا مقدار مناسب از هر منبع قندی در اختیار گاو قرار گیرد.
- گام سوم) با استفاده از تاریخ شروع تغییر در جیره، عملکرد تولید شیر، چربی شیر، پروتئین شیر و نیتروژن اورهای شیر گله را به مدت ۳۰ روز ارزیابی کنید.
- گام چهارم) مقدار درآمد در مقابل هزینه خوراک گله را قبل از شروع تغییر با بعدازآن مقایسه کنید.
- گام پنجم) درنهایت برای تصمیمگیری ادامه روند تغذیه این مواد جدید خوراکی، از دادههای درآمد در مقابل هزینه خوراک گله استفاده کنید.
تایید و ویرایش : مهندس محمد حسین مقیمی – منبع
این فرآیند مبتنی بر مفهوم همکاری میکروبی (Microbial Cross-Feeding) است. باکتریهای سلولولیتیک (تجزیهکننده فیبر) برای رشد خود به منابع انرژی با تجزیه پذیری بالا مانند اسیدهای چرب فرار (VFA) یا ازت نیاز دارند که خود از تجزیه منابع دیگر تولید میشوند. وقتی قندهای سریعالتجزیه در دسترس قرار میگیرند، باکتریهای غیرسلولولیتیک (مانند Streptococcus bovis و Lactobacillus spp. به سرعت آنها را مصرف کرده و رشد خود (Biomass) و تولید پپتیدها، اسیدهای آمینه و ویتامینهای B را افزایش میدهند. این فرآوردههای میکروبی ثانویه، منبع غذایی ضروری برای باکتریهای سلولولیتیک هستند. بنابراین، قندها به طور غیرمستقیم با تأمین مواد مغذی برای باکتریهای تجزیهکننده فیبر، سرعت و کارایی هضم فیبر را افزایش میدهند. این اثر تا یک سطح بهینه (حدود ۴-۶٪ ماده خشک) مثبت است.
باکتریهای سلولولیتیک به تجمع محصولات نهایی تخمیر خود، یعنی اسیدهای چرب فرار (VFA)، به ویژه استات، حساس هستند. افزایش غلظت VFA در شکمبه میتواند فعالیت آنزیمهای سلولولیتیک را از طریق مهار بازخوردی کاهش دهد. قندها با تأمین سوبسترای جایگزین برای تخمیر توسط باکتریهای غیرسلولولیتیک، بخشی از فشار متابولیک را از روی جامعه سلولولیتیک برمیدارند و به تعدیل محیط شکمبه کمک میکنند. همچنین، تخمیر قندها در قسمتهای مختلف شکمبه میتواند به طور فیزیکی جذب VFAها را تسهیل کند و غلظت موضعی آنها را کاهش دهد.
سوکروز (ملاس): به گلوکز و فروکتوز هیدرولیز میشود. تخمیر سریع آن، تولید پروپیونات را نسبتاً افزایش میدهد. از آنجایی که مسیر تولید پروپیونات، هیدروژن مصرف میکند، در مقایسه با مسیرهای تولید استات و بوتیرات، پتانسیل کاهش تولید متان را دارد.
پکتین (تفاله مرکبات): به اسید گالاکتورونیک و دیگر قندها تجزیه میشود. تخمیر آن عمدتاً منجر به تولید استات میگردد. استات ساز برای چربی شیر عالی است، اما در مسیر تولید آن هیدروژن آزاد میشود که میتواند توسط آرکیهای متانوژن برای تولید متان استفاده شود.
فروکتان (علف جوان): پلیمری از فروکتوز است. تخمیر آن نیز میتواند منجر به تولید لاکتات و متعاقباً پروپیونات شود.
بنابراین، ملاس ممکن است از نظر کاهش نسبتاً تولید متان مزیت داشته باشد، در حالی که پکتین برای حفظ چربی شیر مفیدتر است.
قندها یک منبع کربن سریع و کارآمد برای سنتز MCP هستند. با این حال، بازده MCP به هماهنگی زمانی بین آزادسازی آمونیاک از تجزیه پروتئین و در دسترس بودن کربوهیدرات قابل تخمیر بستگی دارد. اگر جیره حاوی قند زیاد ولی پروتئین قابل تجزیه (RDP) کم باشد، آمونیاک کافی برای استفاده از انرژی قندها وجود نخواهد داشت و بازده MCP کاهش مییابد. برعکس، اگر RDP کافی وجود داشته باشد، قندها میتوانند بازده MCP را به حداکثر برسانند. یک جیره متعادل باید هر دو را با هم تأمین کند.
این استراتژی بر اساس تغییرات طبیعی pH شکمبه در طول روز طراحی میشود. pH شکمبه معمولاً پس از تغذیه اصلی TMR کاهش مییابد (به دلیل هجوم سوبسترا). دادن مقادیر زیاد قند همزمان با این زمان، میتواند خطر افت pH را تشدید کند. یک رویکرد پیشرفته این است:
توزیع بخشی از قندها در وعدههای جداگانه یا از طریق خوراک دهی مکرر.
دادن بخشی از قندها در زمانهایی که شکمبه خالیتر است (مثلاً در اواخر شب یا بین وعدههای اصلی)، تا تخمیر آنها با کاهش شدید pH همراه نباشد و انرژی پایدارتری فراهم کند.
این کار نیاز به سیستم خوراکدهی دقیقتری دارد.
قندها با کاهش نسبت استات به پروپیونات، محیط را برای باکتریهای خاصی مانند Megasphaera elsdenii مساعد میکنند. این باکتری مسیر جایگزین بیوهیدروژناسیون را فعال میکند که در آن اسید لینولئیک به جای اسید واکسنییک (ترانس-۱۱)، به اسید چرب ترانس-۱۰، سیس-۱۲ CLA تبدیل میشود. این ایزومر CLA یک بازدارنده قوی (Inhibitor) آنزیمهای کلیدی سنتز چربی در پستان، به ویژه لیپوپروتئین لیپاز (LPL) و استیل-کوآ کربوکسیلاز (ACC) است. مهار این آنزیمها، سنتز تریگلیسیریدهای شیر و در نتیجه درصد چربی شیر را کاهش میدهد.
این ارزیابی باید بر اساس هزینه واحد انرژی قابل متابولیسم (ME) و همچنین اثرات جانبی بر عملکرد باشد. فرمول ساده: (هزینه هر کیلوگرم ماده خشک منبع) / غلظت ME در آن منبع.
اما فراتر از آن، باید این موارد در نظر گرفته شود:
هزینههای پنهان: اثرات منفی احتمالی بر چربی شیر (کاهش درآمد) یا هضم فیبر (کاهش بازده).
مزایای پنهان: بهبود خوشخوراکی و افزایش مصرف ماده خشک (DMI) در اوایل شیردهی.
هزینه جابهجایی و ذخیرهسازی: مواد قندی مانند ملاس ممکن است نیاز به مخزن خاص داشته باشند.
در نهایت، تصمیم باید بر اساس تحلیل حاشیهای گرفته شود: آیا هزینه اضافی یک منبع قندی خاص، با افزایش درآمد ناشی از بهبود تولید یا سلامتی (یا کاهش هزینههای دیگر) جبران میشود؟ نرمافزارهای فرمولهسازی پیشرفته میتوانند در این محاسبه کمک کنند.
پرمیکس تقویت سیستم ایمنی Immunomix
مکمل تخصصی گوسفند و بز
مکمل گوساله پرواری Beefomix
مکمل ضد استرس گرمایی
مکمل گاو شیری پرتولید SuperSunMix
مکمل گوساله Calfmix
مکمل عمومی Multimix
مکمل انتظار زایش مینوویت Aniomix
- مقدار مصرف و روش مصرف : روزانه ۵۰۰ گرم به ازای هر رأس( طبق نظر مشاور تغذیه)
- نکته مهم: در تامین احتیاجات این گروه به محتوای کاتیونی جیره پایه توجه شود. تعادل کاتیون _ آنیون -6400 میلی اکی والان در کیلوگرم
- شرایط نگهداری : نگهداری در جای خشک و خنک ، دور از تابش نور خورشید و بر روی پالت
- بسته بندی : پاکت های کامپوزیت سه لایه ۲۵ کیلوگرمی
مکمل تازه زا Freshmix
آخرین دیدگاهها
- پشتیبان مینوویت در اسیدهای چرب غیر استریفیه در گاوهای شیری
- پشتیبان مینوویت در اسیدهای چرب غیر استریفیه در گاوهای شیری
- پشتیبان مینوویت در اسیدهای چرب غیر استریفیه در گاوهای شیری
- پشتیبان مینوویت در اسیدهای چرب غیر استریفیه در گاوهای شیری
- پشتیبان مینوویت در اسیدهای چرب غیر استریفیه در گاوهای شیری
دستهها
- لایوهای آموزشی (۳)
- وبلاگ (۱۱۵)
- ویدئوهای آموزشی (۲۰)
- ویدئوهای بازدید (۱۱)

۱۶ دیدگاه در “استفاده از منابع قندی در خوراک گاو شیری”
منظور از “منابع قندی” در تغذیه گاو شیری چیست؟
منابع قندی به موادی گفته میشود که حاوی مقادیر بالایی از کربوهیدراتهای محلول در آب (Soluble Carbohydrates) باشند که عمدتاً شامل قندهای ساده (مونوساکاریدها و دیساکاریدها) هستند. این منابع میتوانند طبیعی یا فرآوری شده باشند. مثالهای رایج شامل: ملاس (نیشکر یا چغندر قند)، تفاله مرکبات خشک شده (Citrus Pulp)، تفاله انگور (Grape Pomace)، شیره ذرت (Corn Syrup)، پسماندهای شیرینیپزی (Bakery By-products) و برخی میوههای خشک شده هستند.
تفاوت اصلی منابع قندی با منابع نشاستهای (مانند ذرت و جو) در متابولیسم شکمبه چیست؟
تفاوت اصلی در سرعت و مسیر تخمیر در شکمبه است.
منابع قندی (قندها): به سرعت در شکمبه تخمیر میشوند و عمدتاً تولید اسید لاکتیک و اسیدهای چرب فرار (VFA) به ویژه پروپیونات را افزایش میدهند. پروپیونات پیشساز اصلی گلوکز در کبد است.
منابع نشاستهای: ابتدا باید به قندهای ساده هیدرولیز شوند، سپس تخمیر میشوند. سرعت تخمیر آنها بسته به نوع پردازش (آردی، فلیک، رول) متفاوت است. آنها نیز پروپیونات تولید میکنند، اما نسبت تولید استات و پروپیونات میتواند متفاوت باشد.
در کل، قندها سریعتر از نشاستههای معمولی (به جز نشاستههای با تجزیهپذیری بالا) در شکمبه تخمیر میشوند.
مزایای اصلی استفاده متعادل از منابع قندی در جیره گاو شیری چیست؟
در صورت استفاده بهینه، مزایای بالقوه شامل:
تأمین سریع انرژی قابل تخمیر: برای میکروبهای شکمبه، به ویژه در گاوهای پرتولید که نیاز انرژی بالایی دارند.
افزایش تولید پروپیونات: کمک به تامین گلوکز مورد نیاز برای تولید شیر (لاکتوز) و جلوگیری از کتوز.
کاهش خطر اسیدوز: قندها نسبت به نشاستههای با تجزیه پذیری بالا، اسید لاکتیک کمتری تولید میکنند و بنابراین ممکن است در مقایسه با سطوح بالای نشاسته، نوسان pH شکمبه را کاهش دهند.
بهبود قابلیت هضم فیبر: قندهای با تجزیه پذیری بالا، رشد باکتریهای شکمبه را تحریک کرده و میتوانند هضم فیبر را بهبود بخشند.
افزایش خوش خوراکی: طعم شیرین باعث افزایش تمایل به مصرف خوراک میشود.
کنترل گرد و خاک: مواد قندی مانند ملاس به کاهش گرد و خاک در خوراک کمک میکنند.
خطرات و چالشهای استفاده بیش از حد یا نادرست از منابع قندی چیست؟
کاهش مصرف فیبر (Sorting): گاو ممکن است به خاطر طعم شیرین، بخشهای دیگر جیره (به ویژه علوفه) را کمتر مصرف کند.
اختلال در هضم فیبر: اگر سهم قند از حد معینی فراتر رود، ممکن است با تغییر جمعیت میکروبی، هضم فیبر مختل شود.
کاهش درصد چربی شیر: قندها با کاهش نسبت استات به پروپیونات در شکمبه، میتوانند منجر به افت چربی شیر شوند.
افزایش بار متابولیک کبد: تبدیل پروپیونات اضافی به گلوکز در کبد، کار کبد را افزایش میدهد.
مشکلات نگهداری و انبارداری: مواد قندی مرطوب (مانند ملاس) میتوانند در انبارداری طولانیمدت مشکلساز شوند.
عدم تعادل در تامین ازت: تخمیر سریع قندها نیاز به ازت آمونیاکی (از پروتئین قابل تجزیه) برای رشد میکروبها را افزایش میدهد. اگر جیره ازت کافی نداشته باشد، کارایی استفاده از قند کاهش مییابد.
چه مقدار از کل کربوهیدراتهای غیرفیبری (NFC) جیره میتواند از قندها تشکیل شود؟
توصیه متداول این است که قندها (Sugars) حداکثر ۴ تا ۶ درصد از ماده خشک کل جیره را تشکیل دهند. اگر NFC جیره حدود ۳۵-۴۰٪ باشد، قندها میتوانند حدود ۱۰-۱۵٪ از NFC را شامل شوند. فراتر رفتن از این حد، خطرات ذکر شده را افزایش میدهد. کل NFC جیره نیز باید مدیریت شود.
بهترین زمان برای استفاده از منابع قندی در چرخه شیردهی چه زمانی است؟
دورهای که بیشترین سود را میتوان از قندها برد، اوایل شیردهی (حدود ۱۰۰ روز اول) است. زیرا:
نیاز به انرژی و گلوکز در اوج است.
خطر کتوز بالا است و قندها با افزایش پروپیونات به پیشگیری از آن کمک میکنند.
مصرف ماده خشک هنوز به حداکثر نرسیده است و انرژی متراکم مفید است.
در اواسط و اواخر شیردهی، باید احتیاط بیشتری کرد تا از کاهش چربی شیر و افزایش وزن بیش از حد جلوگیری شود.
تفاوت بین ملاس (Molasses) و تفاله مرکبات (Citrus Pulp) به عنوان منبع قندی چیست؟
ملاس: قند بسیار بالا (۴۵-۵۰٪)، انرژی سریع، اما پروتئین و فیبر بسیار پایین. عمدتاً به عنوان منبع انرژی و طعمدهنده استفاده میشود.
تفاله مرکبات: قند خوب (حدود ۲۰-۲۵٪)، اما فیبر بسیار بالایی (به ویژه پکتین) دارد. پکتین در شکمبه به خوبی تخمیر میشود و تولید استات میکند (مفید برای چربی شیر). بنابراین، تفاله مرکبات علاوه بر قند، یک منبع فیبر موثر و خوشخوراک نیز محسوب میشود و نسبت به ملاس، اثرات منفی کمتری بر چربی شیر دارد.
چگونه میتوان اثر منابع قندی را بر سلامت شکمبه پایش کرد؟
از طریق:
پایش چربی شیر: کاهش ناگهانی درصد چربی شیر میتواند نشانه تخمیر نامتعادل و کاهش نسبت استات به پروپیونات باشد.
مشاهده قوام مدفوع: مدفوع شلتر یا حبابدار میتواند نشانه تخمیر بیش از حد سریع باشد.
اندازهگیری pH شکمبه (در صورت امکان): اطمینان از باقی ماندن pH در محدوده طبیعی (بالای ۶.۰).
پایش مصرف خوراک: اطمینان از عدم کاهش مصرف علوفه.